و أغاز تبعیض زندگی.....................

و تبعیض....نفرت را هدیه داد ......................
+
نوشتم پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 4:39 بعد از ظهر به نام ری را
|
صبورانه صبر کردیم..........................................

صبورانه صبر نکردند..........
+
نوشتم چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 0:22 قبل از ظهر به نام ری را
|
.....
وقتی یکی مامانشو خیلی دوست داره ....وقتی مامانش میگه اینو بزار تو وبلاگت میگه چشم .....به همین سادگی..............
..............
+
نوشتم چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 0:17 قبل از ظهر به نام ری را
وقتی مامانت را خیلی دوست داری این شکلی میشه ...........

+
نوشتم دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 7:54 بعد از ظهر به نام ری را
|
این یعنی عجز.......................

میفهمی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
+
نوشتم یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 6:59 بعد از ظهر به نام ری را
|
این یعنی دوست داشتن.....اما معدود نگه اش می دارند...
ساده نمی فهمیم...............................
ساده میرنجانیم....و ساده....رد میشویم و رد میکنیم...
و در آخر....میرویم و میروی.......و
دوست داشتن مثل نقاشیمان وسط حیاط می ماند...........
...............و باران نقاشی را پاک میکند و دل ما دوست داشتنش را.........
.....................
+
نوشتم شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 10:50 بعد از ظهر به نام ری را
|
به این میگن اعتماد ......و ما چگونه نشانش می دهیم ..........

چه بر سرمان آمده؟
+
نوشتم پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385ساعت 11:6 بعد از ظهر به نام ری را
|
وای یکهو یه عالمه غم ریخت تو دلم اون ته ته ته ................................................
+
نوشتم چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 7:44 بعد از ظهر به نام ری را
دنیای امروزمان دقیقا به همین سادگی ساخته میشه

+
نوشتم سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 10:59 بعد از ظهر به نام ری را
|
اینم حق زندگی داره نه؟؟؟؟؟؟

پس چطور وقتی بر قامتت میتوانی بایستی اینگونه ...ناشکری میکنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
حق امثال این را نگیر...با فرسوده کردن بی دلیل روحت............
+
نوشتم دوشنبه بیست و یکم فروردین 1385ساعت 2:57 بعد از ظهر به نام ری را
|
همیشه نمیشه همه چیز را خواند و فهمید .....

اما آیا نفهمیدن ...دلیل بر بی محتوایی است؟
چه ساده با نفهمیدن هم همدیگر را رد میکنیم.....بی جرم مجرمیم
+
نوشتم یکشنبه بیستم فروردین 1385ساعت 9:48 قبل از ظهر به نام ری را
|
وقتی همه چیز یکی را میگیریم اسلحه به دستش داده ایم.....................
...و ساده آماده شکستن است..........

می دانی تنها فرق چیست ؟
نوع اسلحه.............یکی گریه .........یکی داد .........یکی فرار ...........یکی تفنگ..........یکی خودکشی..............یکی سکوت ...............یکی خنده دروغ..........یکی مسخره بازی.........یکی...یکی..یکی.......................................................
+
نوشتم جمعه هجدهم فروردین 1385ساعت 10:32 بعد از ظهر به نام ری را
|
تا بحال چند بار اشتباهات دیگران را تمیز کردی ...............!!!!!!!!!!!!!
چند بار اشتباهات تو را درست کردن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
+
نوشتم پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 9:50 بعد از ظهر به نام ری را
|
یه روز بکر را گذراندم.............
چقدر ساده میشود شاد بود و ما چه ساده حتی از خودمان دریغ میکنیم.............
+
نوشتم پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 9:49 بعد از ظهر به نام ری را
کارگردان رفت .....................

خودت باش....................
+
نوشتم چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385ساعت 10:23 قبل از ظهر به نام ری را
|
آخرین کلید پیش ....

خودته...
+
نوشتم جمعه یازدهم فروردین 1385ساعت 1:12 بعد از ظهر به نام ری را
|
عذر می خواهم کسالتی بود نتوانستم update کنم ....اما حالا آمدم .........................
و
مثل همیشه ....با دل سبز..................................
+
نوشتم جمعه یازدهم فروردین 1385ساعت 1:8 بعد از ظهر به نام ری را
دایره تکاملم ...........

+
نوشتم سه شنبه هشتم فروردین 1385ساعت 0:27 قبل از ظهر به نام ری را
|
می خواهند درختان خیابان ولی عصر را قطع کنند...........

حلوی آنها را بگیر...........................
+
نوشتم یکشنبه ششم فروردین 1385ساعت 1:40 بعد از ظهر به نام ری را
|
بعضی اوقات جلوی رشدمان را میگیرند.....................................
و میگیرم.....
+
نوشتم شنبه پنجم فروردین 1385ساعت 10:48 بعد از ظهر به نام ری را
|
می شه کم بیاری اما باید سری پرش کنی...............................
+
نوشتم شنبه پنجم فروردین 1385ساعت 10:45 بعد از ظهر به نام ری را
در سایه ات جان می گیرم ............
.
+
نوشتم شنبه پنجم فروردین 1385ساعت 1:44 قبل از ظهر به نام ری را
|
چی می خواست که نفهمیدم...........؟تو هم نفهمیدی....!!!
+
نوشتم پنجشنبه سوم فروردین 1385ساعت 1:35 قبل از ظهر به نام ری را
|
اینجا فکر کن ..................................................
تو جمع نمیزاره خودخواهی ما فکر کنی بیا اینجا .......................

تو خلوت .......
بدون قانون های خودخواهانه ما تو کمتر مقصری......!!!!!!!!!!!!!!!!
+
نوشتم سه شنبه یکم فروردین 1385ساعت 0:42 قبل از ظهر به نام ری را
|