|
انسانم آرزوست !
|

....
ساده باید دست کشید وقتی رسیدن مهم نیست .
آنقدر دست و دلباز میشویم که همه چیز را ارزان میفروشیم
مثل دل عزیزان
و گاه آنقدر خسیس میشویم که هر چه داریم پنهان میکنیم
مثل وجود عزیزان
آخه چه بلایی سرمان آمده ؟
نمی دانم نمیدانم

قول میدهم بعدش کلی براتون بخندم
ثانیه ای مال من سالی مال شما
میدانی بزار یه رازه دیگه را هم بهت بگم....
اگه کسی ادعا کرد دوستت دارد و اصرار کرد تندی فرار کن
دروغه

دیدن جرات میخواهد و خیلی از ما این جرات را نداریم
باورم هرگز نمیشد این همه قدرت
و باز تو خدا
..................
بازم این را از تو دارم
و من قدر دان این همه
لطف با این قدرت سر به زیر می اندازم ..
مرسی

باید تنها فکر کرد .....تنها حتی اگر غمگین هستی ....حتی اگر تنها هستی
به خودم می اندیشم
و
با کمی مکث
یه لبخند روی لبم می آید ........
زور بازوم زیاد بود............

کاش میفهمیدند ..........من یه نفر بیشتر نیستم ................................... همین قدر هم کوچکم ..
باید زورم به خودم برسه .......این یه باید است ..
باید ایستاد ...جنگید .....و مثل یک سرباز مرد .......

حتی جامه آبرو................غرورم را ...............بردن به اسیری
بی جرم همیشه مجرم...............
تارج به جرم عشق............
قلبش را گم کرده ام...شما ندیدین ؟

دلم چروک شده اما این دل چروک
تنها
دارایی من است
به دنیا نمیدم اش .....
دلم را رها کنید
![]()
کدام را باور باید کرد !!!
آنچه ساخته ایم ؟آنچه میسازند؟آنچه جامعه می پذیرد؟
یه روزایی آنقدر حساسیم که خودمان خودمان
را به گریه می اندازیم

او نیست
نه پشت این زنگ و نه دیگر پشت هیچ زنگی ...
.....
آنقدر به سکوت دعوتم کرد که به لکنت افتادم ......
... : ممم م م ن م ن د ل لم م م م ششکسسسسسست
نفهمید و .....
![]()
او برمیگردد
وقتی حس های بزرگ را میگیریم حس های کوچک آرام آرام میمیرند.....

دیگه نمیکشم ..
اما همان روزها قوی تر از همیشه هستی این یه راز است یادت بمونه
یک سال گذشت از تولد یک فکر