تبليغاتX
ThEy CaLL Me RIRA
انسانم آرزوست !
 

میخواهم به آنچه که دوست دارم  بیاندیشم

                

بی هیچ ....

محدودیتی

 

+ نوشتم  جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 6:2 بعد از ظهر به نام  ری را   | 

 

یک لحظه سکوت، این بار به احترام

خودم .

 

 

 

+ نوشتم  یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 9:36 قبل از ظهر به نام  ری را   | 

 

پشت فرمونم و توی یه جاده

                   

همه علائم رو کندن

و جاده خروجی نداره

 

+ نوشتم  پنجشنبه چهاردهم دی 1385ساعت 12:28 بعد از ظهر به نام  ری را   | 

        

 

 

 

 

بی توضیح

بی پرده

بی حرف

آری حقیقت محض

 

+ نوشتم  سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 2:0 بعد از ظهر به نام  ری را   | 

بیایید آنچه کاشته اید در دلم برداشت کنید

                               

خانه ام آتش گرفته ست ، آتشي جانسوز
هر طرف مي سوزد اين آتش
پرده ها و فرشها را ، تارشان با پود
 من به هر سو مي دوم گريان
 در لهيب آتش پر دود
وز ميان خنده هايم تلخ
 و خروش گريه ام ناشاد

از دورن خسته ي سوزان
 مي کنم فرياد ، اي فرياد ! ي فرياد
خانه ام آتش گرفته ست ، آتشي بي رحم
 همچنان مي سوزد اين آتش
 نقشهايي را که من بستم به خون دل
بر سر و چشم در و ديوار
در شب رسواي بي ساحل
واي بر من ، سوزد و سوزد
غنچه هايي را که پروردم به دشواري
 در دهان گود گلدانها
روزهاي سخت بيماري

از فراز بامهاشان ، شاد
دشمنانم موذيانه خنده هاي فتحشان بر لب
 بر من آتش به جان ناظر
در پناه اين مشبک شب
من به هر سو مي دوم ،
گريان ازين بيداد
 مي کنم فرياد ، اي فرياد ! اي فرياد
 واي بر من ، همچنان مي سوزد اين آتش
آنچه دارم يادگار و دفتر و ديوان
 و آنچه دارد منظر و ايوان
 من به دستان پر از تاول
اين طرف را مي کنم خاموش

وز لهيب آن روم از هوش
ز آندگر سو شعله برخيزد ، به گردش دود
 تا سحرگاهان ، که مي داند که بود من شود نابود
 خفته اند اين مهربان همسايگانم شاد در بستر
صبح از من مانده بر جا مشت خکستر
واي ، ايا هيچ سر بر مي کنند از خواب
 مهربان همسايگانم از پي امداد
؟

 سوزدم اين آتش بيدادگر بنياد
مي کنم فرياد ، اي فرياد ! اي فرياد

 

 

+ نوشتم  چهارشنبه ششم دی 1385ساعت 1:16 بعد از ظهر به نام  ری را   | 

آمد دیر.... زود به هر حال آمد

  و من آرام درخت را روشن کردم تا ............

    

برای آنچه ندارم ......و آنچه که دارم تشکر کنم ...................................

     

به پیرامونم که مینگرم ....آدم های زیادی رفتند ....آدم های زیادی آمدند ......

   

چقدر این اتاق از نجوای عاشقانه پر است .....آری آدم ها رفتند و صداست تنها صداست که میماند ...

یه نصیحت هرگاه آهنگی به شما تقدیم شد به خواننده دل ببندید چون آنکه تقدیم میکند میرود اما خواننده و آهنگ همیشه باقی است ............

کریسمس مبارک

 

+ نوشتم  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 1:20 بعد از ظهر به نام  ری را   | 

و ..... 

شنیدم آنچه که در توانم نبود ............

...............

(معذرت آنقدر حالم بد هست که قلمم لکنت گرفته ....میخواستم حرف بزنم اما لال شد زبان و قلمم

غم خفه ام کرده معذرت .... )

+ نوشتم  جمعه یکم دی 1385ساعت 6:40 بعد از ظهر به نام  ری را   |